خبرنامه امیرکبیر: مادران ۸ نفر از دانشجویان در بند، احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، صباح نصری، هدایت غزالی، سعید فیض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی، در نامه ای سرگشاده ای اعلام کردند در آستانه سال نو سفره هفت سین خود را مقابل زندان اوین خواهند برد. متن این نامه به شرح زیر است:

 

 

به نام خدا

 

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار!…

 

ای دل من

گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی بینی به جام

 

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ ازما اگر کامی نگیریم از بهار

 

گر نکوبی شیشه «ظلم» را به سنگ

هفت رنگش می شود هفتادرنگ!

 

روزهای پایانی سال است و همهمه برپایی جشن باستانی نوروز، شور و شعفی در خانواده ها برپاست….اما در همین شهر و دیار و در همین نزدیکی، در خانه ای، مادری مغموم، با بغضی فروشکسته درگلو آرام وبی صدا، درگوشه ای ازخانه به دور از چشم دیگران آرام می گرید و گویی زیرلب چیزی می گوید، ناله ای، آهی، دعایی، شاید….

 

فضای حزن آلود خانه به فضای شادی که مجری تلویزیون سعی در القای آن دارد، هیچ شباهتی ندارد. با خود می اندیشد، ای کاش می شد امسال سفره ی هفت سینش را در مقابل زندان اوین پهن کند، نزدیکترین محلی که فرزند دانشجویش را به حبس کشیده اند. آن هم به جرم نابخشودنی: این که جرات کرده تفکری مستقل داشته باشد و خواسته هایش را با صدایی رسا بیان کند.

 

اما سفره ای که در آن اثری از نقل و شیرینی نخواهد بود، چرا که کامش را با دربند کشیدن فرزند دانشجوی بیگناهش چنان تلخ کرده اند که دیگر طعم هیچ شیرینی را احساس نمی کند. سفره ای که درآن هیچ سبزه ی آراسته ای نباشد چرا که می داند ماه هاست که لطافت هیچ سبزه ای نگاه فرزند جوانش را نوازش نکرده است. ماهی سرخ را دیگر نمی تواند در تنگ بلورین ببیند چرا که لحظه ای فرزند دربند کشیده شده اش از مقابل چشمانش کنار نمی رود که مانند همان ماهی کوچک داخل تنگ، بی تاب دریاست.

 

تنها مونس این مادر دلشکسته در این سفره ی دلتنگی، کتاب قرآن است که با دلی پر درد به آیات آن پناه می برد آنجا که می فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند.» با خود می اندیشد، باید برخاست باید کاری کرد…..

 

مادران دانشجویان در بند: احسان منصوری، احمد قصابان، مجید توکلی، صباح نصری، هدایت غزالی، سعید فیض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعید درخشندی.

norooz۸۷.JPG

 

۱۹ دیدگاه » بیان دیدگاه

  • ۲۹م اسفند ۱۳۸۶ - اشکان :

    با سلام
    امیدوارم که این دانشجویان آزاد شوند و سال دیگر این ظالمان در بند باشند. آزادی ایران را از خدای ایرن و ایرانی خواستارم و اینکه به همه ی دانشجویان توان کاوه و قدرت بابک و صبر ایوب و بزرگی کورش کبیر را عطا نماید.


  • ۲۹م اسفند ۱۳۸۶ - روح ا... :

    به خدا قسم که پایان داستان این حکومت ستم پیشه ،چیزی جز تباهی و ویرانی برای مملکت نخواهد بود. لعنت بر ما که با غفلت و جهالت خویش چنین سرنوشتی برخود رقم زدیم. زنده باد دانشجویان آزاده که با شهامت و بی باکیشان مرز میان درستی و تباهی را تعیین می کنند. زنده باد خانواده های پشتیبانشان . زنده باد جنبش دانشجویی .


  • ۲۹م اسفند ۱۳۸۶ - ساسان ایرانپور :

    با درود بر همه آزادگان راه آزادی و کوشندگان آبادی این میهن !
    اینکه خانواده های زندانیان دانشجو برای چیدن خوان هفتسین نوروز همیشه پیروزمان به درب زندان اوین بپیشوازدلبندان خود میروند؛ خوب است که گفتار و بازتابهای درونی دلبندانشان را از اوین با نغمه وآوای این سروده ام بشنوند:

    « آوای زندانی »

    من دل بند اوین گرچه دلا زندانم ؛
    زندانم ،
    نغمه کن نوروزمان را که گران، خواهانم ؛
    خواهانم .
    بسر نوروزمان ازچه خورم سوگندی؟
    که سراپا گران،
    پشت در بند اوین، مهر ترا میخوانم ؛
    میخوانم.
    خود نوروزشنیدم که تو با سفره ی هفتسین تو و یارانم ؛
    میزنی چادر غم با شادی ؛ دم زندان ،
    که دل آویخته شود با دل این ایرانم؛
    ایرانم .

    تو اگرازسر نوروز بچینی هفتسینت ؛
    بخدا نه ؛
    بهمه مهرخدایان که بدلها افتاد ؛
    نه که یک سال ، بصد سال ، دل بند اوین میمانم ؛
    میمانم .
    بتو آوازی گران از دل این بند اوین میخوانم :
    به سرسال نو و نوروزمان ، دستی بده در دستم ،
    که مرا درد ستمگرمیرود از جانم ؛
    ازجانم .
    تو مبادا که بباری زغمم اشک ترا در نوروز!
    یاد من باش که من ” رخش توان ” میرانم ؛
    میرانم.
    مخوری غم که مرا ترس گرفت از زندان ؛
    میترسم ، میدانم ؛
    تو گمان ، لیک مبر، ترس من از زندانست !
    شده ترسم که چسان گور کنم سال دگردربانم !
    دربانم .

    ۲۹/ ۱۲ / ۱۳۸۶
    ساسان ایرانپور


  • ۲۹م اسفند ۱۳۸۶ - منتقد معمولی :

    سال نو نیازمند حرکت نو
    مبارک باد بر همه به غیر از مخالف همه


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - Kiana :

    Ma ham dar invare donya, dar zamane sale tahvile in azizan ra doa meekoneem va be khodeshan va khanevadeshan sale no ra tabrik meegooyeem…be omide azadi…dorood ba hameye shoma daneshjooyane shoja…we are not going to let your voice be silenced


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - حمید :

    با امید آنکه سال جدید تمامی یارانمان به آغوش گرم خانوادهایشان بازگردند.کارگرجنوبی


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - پیروز :

    سال نو بر همه مبارک. چه برآنها که در زندانهای رسمی بسر میبرند . و چه برآنها که در زندان بزرگتر “ایران” در اسارتند…
    انشاءالله در سال نو دیوار همه ی قفسها را بشکنیم. و دانشگاهها و سراسر ایران را از زیر یوغ دیکتاتوری رها کنیم…
    در مسیر دستیابی به آزادی وبرابری، خدا پشت و پناه همگی مان باشد.
    …………………….
    ما هم فردا صبح جلوی زندانها خواهیم بود…با شاخه ای گل لاله و درودی گرم…


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - mim110 :

    فکر کنم الان که این پیغام رو مینویسم … چهار پنج دقیقه از شروع سال جدید ایرانی گذشته باشه ….

    تبریک میگم سال نو رو به تک تک دانشجویان دربند و خانواده های رنج دیده ی اونها ….

    امید که امسال سالی باشد که پیغمبرش میگفت حکومت با کفر باقی میماند ولی باظلم پایدار نیست …


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - ایران آزاد :

    با یاد احمد احسان مجید و تمامی زندانیان سیاسی به استقبال بهار رویم.
    به امید شکفتن غنچه آزادی در ایران


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - سامان :

    درود و سلام بر شما شیر مردان عرصه ازادی و برابری سال نو را صمیمانه تبریک و تهنیت می گویم و دست همگی شما عزیزان خبرنامه و کلیه دانشجویان و میهن پرستان را می بوسم .


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - شقایق :

    سلام و سال نو بر همگی مبارک………………..!
    بامید خدا در ساعت تحویل سال با خدا و مردممان عهد بسته ایم که در سال نو متحدتر، مصمم تر، وبا یقین و از خودگذشتگی هر چه بیشتر، در جهت آزادی و رهائی دانشگاهها،کوچه و خیابانها و سراسر میهنمان از زیر حاکمیت سرکوب و استبداد بکوشیم. و درهای زندانها را با دستهای خودمان بر روی یاران و عزیزانمان بگشائیم. و آنها را با هلهله و شادی بر دوشهای متحد و توانمندمان گرفته به آغوش خانواده هایشان بازگردانیم…
    …………………
    خانواده های عزیز دست شما را صمیمانه میفشاریم، و برای شما صبر، و ارج و شأن بزرگ نزد خداوند عادل،و مردم آزادیخواهمان آرزو میکنیم.


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - ehsan :

    Ba dorod be tak take daneshjojane shoja va ghahreman ke in ajame noroz ra dar zendane regime zede basharie akhondi be sar mibarand, sale no ra be tak taketon va be khanevadehaje por eftekhareton tabrik migoyim. Be omide azadie tak taketon va azadie harche zodtare irane aziz

    ma ta onja ke dar tavan darim sedaje shoma ro be jahanian miresanim.

    Piroz bashid


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - آناهید :

    *******************************
    هرروزتان نوروز، و شام ایران روز باد. سال نو مبارک…..

    *******************************


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - پلی تکنیکی :

    سال نو رو به همه به خصوص دوستان دربندم و خانواده های صبورشون تبریک میگم. به امید اینکه امسال عزیزی رو ژشت میله ها نبینیم


  • ۱م فروردین ۱۳۸۷ - رضا :

    از باد صبا دامن گل چاک شده
    ملا گوید حساب دین پاک شده
    تا دامن گل را بنمایند رفو
    آژیر کمیته چی بر افلاک شده
    ××××××
    نوروز شد و باعث بد نامی گل
    گردد عدم حجاب اسلامی گل
    گل بر سر خود اگر که چادر غکند
    آسید علی همی شود حامی گل
    ××××××
    عید آمد و نوروز شد و فصل بهار
    زد بوسه به لبهای گل سرخ بهار
    مانند فقیه بی پدر بوته ی خار
    از شدت خشم میکند داد و هوار
    ××××××
    در صحن سرای شیخ خواهر سنبل!
    می گفت: تامل ای برادر بلبل !
    لب را مگشا مخوان حدیثی از عشق
    کز خانه برون نرفته این شیخک خل
    ××××××
    در گشت بسیج بلبلی را دیدم
    وین قصه ی بولعجب از او بشنیدم
    میگفت که شلاق زدندم چون شب
    بی صیغه کنار غنچه ای خوابیدم
    ××××××
    عید است و تمام بوسه و ماچ کنند
    غم را به امید مات و مزاچ کنند
    زیرا رسد از راه بهاری کاین خلق
    چون خربزه شیخ شهر را قاچ کنند
    ××××××
    با هستی ات ای ملت ایران محشور
    “سرسبزی” و “سور” و “سرفرازی” و “سرور”
    “سالاری” و “سربلندی” و “سروری” ات
    سه سین دگر ز هفت را سازد جور
    ××××××
    ای خلق بزرگ عید تو فرخنده
    بخت تو چو ماه نیمه شب تابنده
    در پهنه رزم با فقیهان پلید
    سرسخت بمان و سرکش و توفنده
    ××××××

    هر روزتان نوروز - نوروزتان پیروز

    (شعر از “وفا” )


  • ۵م فروردین ۱۳۸۷ - محمد احمدی :

    آروزی سلامتی و سر بلندی برای تمام دانشجویان در بند از خداوند متعال خواهانم.


  • ۷م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    ای خدا
    کار ایران باخداست……………!
    خدا عاقبت ایران رو به خیر کنه!


  • ۹م فروردین ۱۳۸۷ - محمد :

    کسی که به بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز با او دشمن است.


  • ۱۹م فروردین ۱۳۸۷ - ندا :

    سلام و بهار مبارک

    .
    .
    .
    .
    .
    به امید رهایی یاران دبستانی


 

دیدگاه خود را بیان کنید

  • نظر شما پس از بازبینی توسط مدیر خبرنامه منتشر خواهد شد.
  • لطفا از کلمات نامناسب استفاده نکنید.
  • برای بیان دیدگاه خود نیازی به کیبرد فارسی ندارید.





مقاله خروجی RSS
ویژه خروجی RSS
پلی تکنیک خروجی RSS
اجتماعی خروجی RSS
حقوق بشر خروجی RSS
خبر خروجی RSS
دانشگاه خروجی RSS
زنان خروجی RSS
سیاسی خروجی RSS
Close
E-mail It